مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

799

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1139 ] فصل [ نهم ] : اندر ديدان « 1 » يعنى كرم شكم . و اين از رطوبت بلغمى كه در امعا متعفن شود متولّد گردد . و اقسام او چهار است : قسم اوّل : آنكه مسمّى است به حيات « 2 » . و وى دراز بود تا يك وجب بلكه يك ذرع . و اين نوع در امعاء عليا تولّد كند . و علامت او ، مغص است و ضعف نبض و سردى اطراف و سرفهء خشك و كاهلى و برهم سائيدن دندان در خواب و احساس دغدغه و لذع در فم معده و يافتن حركت تصاعد آن‌ها به سوى معده در حالت گرسنگى و برآمدن آن به قىء يا در براز احيانا و قلت براز و خشكى طبع و سرعت جوع و انتفاخ بطن ؛ چنانچه در استسقا مىشود . و باشد كه از حركت موذيه و بخارات متعفنهء حيات ، اعراض رديّهء شبيه به صرع چون سقوط و تشنّج و التوا پديد آيد . و از خاصهء جميع انواع ديدان است كه در روز لب‌ها خشك شوند و در شب تر گردند و لعاب از دهان سيلان نمايد . علاج : در قتل و اخراج كوشند بدين طريق كه سه روز پياپى شير تازه بنوشند يك رطل با قند شيرين ساخته و روز چهارم دوايى « 3 » كه قاتل و مخرج حيات بود با شير آميخته بخورند هنگام گرسنگى و [ در ] حالت شرب دوا ، بينى [ را ] بند كنند تا بوى دوا به دماغ نرسد و كرم تنفر ننمايد . اگر خوردن دوا [ را به جهت بدى مزهء آن ] مكروه دارد بيمار ، حقنه نمايند و سماق و

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Worms . ( 2 ) . قاموس القانون : Ascaris lumbricoides . ( 3 ) . صفت دواى مذكور : برنگ كابلى مقشّر و سرخس و تربد و قنبيل ، از هريك پنج درم ؛ ترمس و قسط تلخ ، از هريك هفت درم ؛ شيح ، ده درم ؛ نمك هندى ، يك درم ، [ همه را ] كوفته و بيخته [ و آميخته ] ، سه درم بخورند نهار . نوع ديگر : برنگ كابلى مقشر ، دو درم ؛ درمنهء تركى يك درم ؛ خرما دانه بيرون كرده ، دو عدد ؛ مغز چهار مغز ، سه درم ، نرم كوفته در وقت خواب ميل نمايند .